پس کی می رسیم؟
من جیش دارم!
من می خوام پیاده شم.
کپی رایت: تکیه کلامی از خوزن کلار عزیز.
روزهایی می افتم.
اگراین گونه که من امروز به "نسبیت" درزمان مومنم، به خدا ایمان داشتم، بدون
شک "منصور حلاج" در برابرمن عاشقی نوآموز بیش نبود!
پارسال دقیقه ها، شاید هم ثانیه ها خیال گذشتن نداشتند وبا التماس به حرکت درمی آمدند، درعوض امسال اصلن معلوم نیست روزها و ماه ها چه گونه با سلام و صلوات به خاک سپرده می شوند.
با این همه سال پیش در مقایسه با امسال، در اوج سعادت بودم و خبر نداشتم!
"سعدی" چند صد سال پیش از"انیشتن" پیامبرنسبیت بود که این گونه سرود:
خفته خبر ندارد سر بركنار جانان کاین شب دراز باشد بر چشم پاسبانان
هرچند که سعدی چنان روشن و آشکارا حق مطلب را ادا کرده است که هیچ نیازی
به شرح و تفسیر اضافی نیست، اما دوست دارم یادآوری کنم که خفته در این جا به
معنی خوابیده یا کسی که به خواب فرو رفته به کارگرفته نشده و تنها بیانگریک نوع
حالت است، چیزی شبیه درازکشیدن اما با هشیاری!